« بسم الله الرحمن الرحیم »
دلم انگاری گرفته ، قدِ بغض یاکریما
عصر جمعه توی ایوان ، میشینم مثل قدیما
تو دلم میگم آقا جون تو مرادی من مریدم
من به اندازۀ وسعم طعم عشقت رو چشیدم
کاشکی از قطرۀ اشکت کمی آبرو بگیرم
یعنی تو چشمۀ چشمات با نگات وضو بگیرم
برای لحظۀ دیدار از قدیما نقشه داشتم
یه دونه هدیۀ ناچیز ، واسه تو کنار گذاشتم
یادمه یکی بهم گفت:هرکی تنهاست توی دنیا..
یه دونه نامۀ خوش خط بنویسه واسه آقا
کاغذ نامه رو بعدش توی رودخونه بریزه
بنویسه واسه مولاش خاطرِت خیلی عزیزه
خاطرِت خیلی عزیزه
*•.¸¸.•**•.¸یا مولا علی ¸.•**•.¸¸.•*
« تا درودی دیگر بدرود »

