*•.¸¸.•**•.¸
¸.•**•.¸¸.•*
ای که پايان تو پيدا بود از آغاز هم از تو خواهم گفت ای تکرار زيبا باز هم
ذوالفقار غيرت و عزمت اگر لب وا کند باز می ماند عصای موسی از اعجاز هم
ای همه ايجاز و اعجاز و شگفتی پيش تو شاعران اطناب می بافند در ايجاز تو
در مديح تو نه من امروز الکن مانده ام لکنتی دارد زبان خواجه شيراز هم
در مديحت گرچه بسياران فراوانگفته اند از تو خواهم گفت ای تکرار زيبا باز هم
*•.¸¸.•**•.¸
¸.•**•.¸¸.•*
یا مولا علی مددی
+ نوشته شده در ساعت 4:3  توسط « الیکا »
|
« با علی گفتا یکی در رهگذار »
با علی گفتا یکی در رهگذار
از چه باشد جامۀ تو وصله دار ؟
تو اميدی و شهّی و سروری
از همه در راد مردی برتری
کس ندیده است ای جهانی را پناه
جامۀ صد وصله بر اندام شاه
اي امير تيز رایِ تيزهوش
جامه اي چون جامۀ شاهان بپوش

گفت صاحب جامه را بين، جامه چيست ؟
ديد بايد در درون جامه كيست
ظاهر زيبا نميآيد به كار
حرفي از معني اگر داري بيار
مرد سيرت را بصورت كار نيست
جامه گر صد وصله باشد عار نيست
كار ما در راه حق كوشيدن است
جامه زهد و ورع پوشيدن است
زهد باشد زينت پرهيزكار زينت دنيا ، بدنيا واگذار
*•.¸¸.•**•.¸یا مولا علی ¸.•**•.¸¸.•*
« تا درودی دیگر بدرود »



+ نوشته شده در ساعت 20:31  توسط « الیکا »
|
طریق عشق نه تنها به ما نمود علی
* * * هزار باب سعادت به دل گشود علی
تو ای نکرده به عهدش وفا، نمیدانی * * * چه داشتی که ز کف دادی و چه بود علی
ز خویش رَستم و با یاد دوست پیوستم
* * * مرا رساند به مقصود دل چه زود علی
هزار مرحله پیمود جان و جانان یافت
* * * مرا به لطف عمیقش چو رَه نمود علی
به هیچکس ندهم گوهر حضورش را * * * مرا به مهر و وفا اول آزمود علی
هزار شکر به سوهان عشق، رنگ از دل
* * * زلطف خاصۀ رَبّانیش زدود علی
ستوده است خداوندگار در ملکوت * * * زجمع پاکدلان هر که را ستود علی
« فکور » اگر به مرادی نسبته دل غم نیست
که بر سراسر عالم مراد بود علی

*•.¸¸.•**•.¸یا مولا علی ¸.•**•.¸¸.•*
« تا درودی دیگر بدرود »
+ نوشته شده در ساعت 2:37  توسط « الیکا »
|
بجز از علي نباشد
به جهان گره گشايي
طلب مدد ازو کن
چو رسد درد و بلايي
چو به کار خويش ماني
در رحمت علي زن
که جز او به زخم دلها
ننهد کسي دوايي
بشناختم خدا را
چو شناختم علي را
به خدا نبرده اين عيب
اگر از علي جدايي
علي اي حقيقت حق
علي اي ولي مطلق
تو تجلي خدايي
تو ظهور کبريايي
نظري ز لطف و رحمت
به من شکسته دل کن
تو که يار دردمندي
تو که يار بينوايي
+ نوشته شده در ساعت 13:26  توسط « الیکا »
|
علـــــــــــي جان
تو را با کدامين شعر بسراييم که شاعر کائنات تو را در زيباترين غزل هستي سرود و در آيات قرآني توصيف کرد و اينک، مولاي ما! اي وارث يگانه غدير! صاحب دست بيعت علوي مالک ملک حيدري! ما هنوز هم بر سر پيمان با تو ايستاده ايم و در کنار زلال غدير دست بيعت بالا مي بريم و با همه وجود چشم انتظار آخرين حجت حق حجه بن الحسن(عج) در کنار غدير ولايت ايستاده ايم و به اميد بيعت با او روزگار مي گذرانيـــــــم.
+ نوشته شده در ساعت 7:45  توسط « الیکا »
|

علی ای افتخار آفرینش
علی ای گوهر دریای بینش
علی ای پیشوای پاک بازان
علی ای سر فراز سر فرازان
علی ای مظهر لطف خدایی
تجلّی گاهِ نور كبريايي
علي اي قبله گاه شاه و درويش
علي اي مرهم جانهاي دل ريش
علي اي عرش حق را زيب و زيور
علي اي عبد خاص حیّ داور
علی ای منبع جود و کرامت
علی ای شافع روز قیامت
ندارم غیر درگاهت پناهی
تو بر حال دلِ زارم گواهي
غم عشق تو درجانم نهان است
مرا نام خوشت ورد زبان است
« وزيري » را زتو روشن روانست
كه نام تو ورا ورد زبان است
*•.¸¸.•**•.¸یا مولا علی ¸.•**•.¸¸.•*
« تا درودی دیگر بدرود »
+ نوشته شده در ساعت 20:43  توسط « الیکا »
|
من علیم که خدا قبله نما ساخت مرا
جز خدا و نبی و فاطمه نشناخت مرا
من که یکباره در از قلعۀ خیبر کندم
داغِ زهرا به خدا از نفس انداخت مرا

التماس دعا
+ نوشته شده در ساعت 3:30  توسط « الیکا »
|
-*-*-*-*
كيست مولا ذات بي همتاي حق
بعد حق هر كس بود شيداي حق
كيست مولا لام خلقت را هدف
عـيـن عـلـم و يـاء درياي شرف
كيست مولا دين احمد را كمال
متصل نورش به ذات لا يـزال
كيست مولا نعمت حـق را اتـم
مـعـني تـفـسير نـون و الـقـلم
كيست مولا قاسم نـار و جحيم
صاحب تقسيم جنات و نعيم
كيست مولا باب شـبير و شبـر
بـر يتيمان مـهـربـانـتـر از پدر
كيست مولا نور حق را منجلي
حجت بر حـق حـق يعـني عـلي
در ولايت حب او تكويني است
دين منهاي علي بي ديني است
بيعليدرجسمهستيروحنيست
كشتي شرع نبي را نوح نيست
بي علي قرآن كتاب بي بهاست
چونعليآياتحقرا محتوا ست
بـي عـلي اسـلام تـمـثـالـي بـود
در مثل چون طبل تو خالي بود
بي علي اصلعبادت باطلاست
بيعليهركسبميرد جاهل است
بي عليع تقوي گلي بي رنگ و بوست
بـنـد گي هـمچون نماز بي وضو ست

+ نوشته شده در ساعت 22:53  توسط « الیکا »
|
+ نوشته شده در ساعت 7:19  توسط « الیکا »
|
« بسم الله الرحمن الرحیم »

یا علی ای افرینش را دلیل
بردرت کل ملک گشته دخیل
پابه هر جا می نهم آنجا تویی
فکر فردا می کنم فردا تویی
کعبه را زینت وجود هست توست
آبروی ذوالفقار از دست توست
شیعه را قیمت وجود حیدر است
شیعه بی حیدر ز سنی کمتر است
دل بدون مهر او مثل گل است
شیعه بی حیدر نمازش باطل است
یا علی جامی بده لب تر شود
پرده از رخ باز کن محشر شود
وقت خلقت گفت رب العالمین
ناز شستت یا امیر المومنین

*•.¸¸.•**•.¸یا مولا علی ¸.•**•.¸¸.•*
« تا درودی دیگر بدرود »
+ نوشته شده در ساعت 21:32  توسط « الیکا »
|
« بسم الله الرحمن الرحیم »

درد مولا علی دو گونه است :
یک درد دردیست که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس میکند و درد
دیگر
دردیست که او را تنها در نیمه شبهای خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه
کشانده و به
ناله
در آورده است...
ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند.
اما این درد مولایم علی نیست ...!!!
دردی که چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است، تنهایی است که ما آن را نمی شناسیم.
باید این درد را بشناسیم نه آن درد را، که علی درد شمشیر را احساس نمی کند...
و ما...
درد مولایم علی را
*•.¸¸.•**•.¸یا مولا علی ¸.•**•.¸¸.•*
« تا درودی دیگر بدرود »
+ نوشته شده در ساعت 4:59  توسط « الیکا »
|
« بسم الله الرحمن الرحیم »
دلم انگاری گرفته ، قدِ بغض یاکریما
عصر جمعه توی ایوان ، میشینم مثل قدیما
تو دلم میگم آقا جون تو مرادی من مریدم
من به اندازۀ وسعم طعم عشقت رو چشیدم
کاشکی از قطرۀ اشکت کمی آبرو بگیرم
یعنی تو چشمۀ چشمات با نگات وضو بگیرم
برای لحظۀ دیدار از قدیما نقشه داشتم
یه دونه هدیۀ ناچیز ، واسه تو کنار گذاشتم
یادمه یکی بهم گفت:هرکی تنهاست توی دنیا..
یه دونه نامۀ خوش خط بنویسه واسه آقا
کاغذ نامه رو بعدش توی رودخونه بریزه
بنویسه واسه مولاش خاطرِت خیلی عزیزه
خاطرِت خیلی عزیزه
*•.¸¸.•**•.¸یا مولا علی ¸.•**•.¸¸.•*
« تا درودی دیگر بدرود »
+ نوشته شده در ساعت 21:56  توسط « الیکا »
|
« السلام علیک یا اباعبدالله »
« خدایا ایمان مان را از هر آفتی حفظ فرما. یا خیر الحافظین »
هم توئی راحت جانم ای عشق
هم توئی درد و غمانم ای علی
هم توئی حاصل و محصول دلم
هم توئی جان و جهانم ای علی
هم توئی مایه سوداگریم
هم توئی کار و دکانم ای علی
هم توئی اصل وجود و عدمم
هم توئی سود وزیانم ای علی
هم توئی طاعت و هم معصیتم
هم توئی نار و جنانم ای علی
هم توئی مایه آشفتگیم
هم توئی امن و امانم ای علی
گاه میسوزی و گه میسازی
تاچه خواهی تو زجانم ای علی
دوست کس دیده که دشمن باشد
هم تو اینی و هم آنم ای علی
دل من بردی و جان میخواهی
ای بقربان تو جانم ای علی
در دل بمان یکدو نفس
تا که جان برتو فشانم ای علی
*•.¸¸.•**•.¸یا مولا علی ¸.•**•.¸¸.•*
« تا درودی دیگر بدرود »
+ نوشته شده در ساعت 17:0  توسط « الیکا »
|